انتظــــار یعنی....

دوست داری هر روز یه قدم به امام زمانت نزدیک بشی با ما همراه باش*•.¸ ¸.• تقویم روزانه مهدوی *•.¸ ¸.•

انتظــــار یعنی....

دوست داری هر روز یه قدم به امام زمانت نزدیک بشی با ما همراه باش*•.¸ ¸.• تقویم روزانه مهدوی *•.¸ ¸.•

انتظــــار یعنی....

من غصه ی عاشقی این گونه آغاز میکنم
"گنه کارم" ولی خادم آقا شدن را دوست دارم....

میدونم خیلی فاصله دارم با آقا....میدونم لایق نوشتن برای حضرت نیستم اما وظیفه دونستم که در حد یه فتوشاپیست مبتدی و مطالعاتی که انجام دادم این وبلاگ رو با تمام نواقصش ایجاد کنم بنا به سفارش امام حسین علیه السلام: … مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا می­توانید دربارهٔ آن حضرت سخن بگویید و قلم­ فرسایی کنید؛

از حضرت علی علیه السلام شنیدم که در مورد امام زمان فرمودند:
«صاحب هذا الامر الشرید الطرید الفرید الوحید»
صاحب این امر شرید (آواره) و طرید (رانده) و فرید (تک) و وحید (تنها) است

کتاب الغیبت (شیخ طوسی)، ص 161.

دوست دارم این وبلاگ یه کتاب بشه، و ابتدای کتاب بنویسم:تقدیم به بقیه الله

آدرس کانال تلگرام یار مانا: @yaremana

آخرین نظرات

پرواز دهنده ی روح

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ب.ظ


أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ،


سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند


علامه بحرالعلوم به سامرا می‏رفت، در راه به مسأله گریه بر امام حسین(ع) – که باعث آمرزش گناهان می‏شود – فکر می‏کرد. عربی بر مرکبی سوار، مقابلش رسید و سلام کرد و پرسید:جناب سید، شما را متفکر می‏بینم؟اگر مسأله علمی است بفرمایید، شاید من هم چیزی بگویم.
بحرالعلوم فرمود:در این فکر بودم که چگونه می‏شود حق‏تعالی این همه ثواب به زائران و گریه‏کنندگان حضرت سیدالشهدا(ع) می‏دهد؛ مانند آن که:«هر قدمی که زائر برمی‏دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می‏شود، و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره‏اش آمرزیده می‏شود؟»
آن سوار عرب فرمود:تعجب مکن!من برای شما مثل می‏آورم تا مشکلت حل گردد. سلطانی در شکارگاه از همراهانش دورافتاده بود. در آن بیابان وارد خیمه‏ای شد و پیرزنی را با پسرش در گوشه خیمه دید. آنان بزی داشتند که زندگی‏شان از شیر آن بز تأمین می‏شود و غیر از آن چیز دیگری نداشتند. آن پیرزن، بز را برای سلطان ذبح کرد و طعامی حاضر کرد. او سلطان را نمی‏شناخت و فقط برای اکرام مهمان، این عمل را انجام داد. سلطان شب را آنجا ماند و روز بعد در دیدار عمومی، واقعه دیشب خود را نقل نمود و گفت:من در شکارگاه از غلامان دور افتادم و در حالی که شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم بود، به خیمه آن پیرزن رفتم، او مرا نمی‏شناخت و در همان حال سرمایه او و پسرش بزی بود که از شیر آن، زندگی را می‏گذراندند. آن را کشتند و برای من غذا آماده کردند. حال در عوض این محبت، به این پیرزن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافی کنم؟
یکی از وزیران گفت:صد گوسفند به او بدهید، دیگری گفت:صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید، دیگری گفت:فلان مزرعه را به ایشان بدهید.
سلطان گفت:هر چه بدهم کم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، مکافات به مثل کرده‏ام. چون آنها هر چه داشتند به من دادند، من هم باید هر چه دارم به آنان بدهم.
 حضرت سیدالشهدا(ع) هر چه داشت از مال، اهل و عیال، پسر، برادر، فرزند و سر و پیکر، همه و همه را در راه خدا داد. حال اگر خداوند بر زائران و گریه‏ کنندگان آن حضرت، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود [خدا که نمیتواند خدایی خود را به حسین دهد ]. این را فرمود و از نظر سید بحرالعلوم غایب شد.


العبقری الحسان، ج ۱، ص ۱۹۹، به نقل از اشک حسینی، سرمایه شیعه، ص ۳۶ و ۳۷

  • کبوتر حرم

نظرات  (۴)

  • علی حقیقی
  • بسیار زیبا بود
    تشکر
    یا امام حسین، حسن
     صلوات الله علیه
  • سیدمحمدمهدی زیدی
  • ممنون
  • محمد جواد
  • احسنت
    خیلی زیبا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">